به نظ نگارنده کتاب تحليل تاريخي نشانه هاي ظهور دو عنوان خراساني و حسني که در ميان نشانه هاي ظهور شهرت زيادي يافته اند، کمترين اخبار را به خود اختصاص داده و اثبات علمي نشانه بودن آن دو دشوار است. از ميان روايات مربوط به کشته شدن نفس زکيه پيش از ظهور، تنها چند خبري که چهار يا پنج نشانه ي حتمي از جمله نفس زکيه را بيان کرده اند، اهميت دارند که از اين ميان دو يا سه روايت - هرچند در اصطلاح صحيحه گفته نشوند - قابل پذيرش اند. با اين حال و با توجه به امکان تحريف يا تطبيق غالب اخبار نفس زکيه بر محمد بن عبدالله حسني (متوفاي 145ق)، احتمال کشته شدن انساني پاک سيرت که مرگ او نشانه اي براي ظهور به شمار آيد، منتفي نيست.
در اين مقاله به بررسي رواياتي مي پردازيم که در موضوع حسني به آن دست يافته ايم: محمد بن يحيي از احمد بن محمد از ابن محبوب از يعقوب سراج روايت مي کند که از امام صادق عليه السلام پرسيدم: فرج شما چه زماني است؟ فرمود: وقتي فرزندان عباس با هم اختلاف کنند و سلطنت آنان سست شود، شامي و يماني ظهور کنند و حسني به حرکت در آيد و صاحب الامر از مدينه به مکه آيد... از خداوند اجازه ظهور مي طلبد. آن گاه برخي از موالي او اين خبر را براي حسني مي برد و او بر خروج پيش دستي مي کند، اما اهل مکه او را مي کشند و سرش را براي شامي مي فرستند. در اين زمان صاحب الامر آشکار مي شود و مردم با او بيعت مي کنند.
بحث درباره علائم ظهور با کاربران و پاسخ به یکی از مراجعین 3
اگر تحقیقات دانشمندان فضایی غیر مسلمان در خصوص وجود علائمی مبنی بر دو نیمه شدن کره ماه در زمانی معین و جمع شدن دوباره آن نبود ، شاید بسیاری از ما در شکافته شدن ماه نیز تردید داشتیم. در حالیکه این روایت بیش از 1400 سال از آن می گذرد و دانشمندان غیر مسلمان و آمریکایی بدون اینکه اطلاعی از این واقعه داشته باشند آن را کشف نموده اند. در نهایت هر یک از ما برداشتی خاص از علائم داریم و مثلا صیحه آسمانی که هر کسی آن را به زبان خود می شنود و درک می کند... اینها نیز به گونه ای اسرار آمیز بیان شده اند ولی با گذشت زمان برای ما آشکار خواهند شد.
اگر افرادی که در روایات به آنها اشاره شده است شخصیتهایی سری باشند ، مردم آخر الزمان باید از چه کسی پیروی کنند و با چه کسی مخالفت نمایند و یا با چه کسی بجنگند؟! به نظر میرسد این یک سئوال اساسی است که باید پاسخگو باشیم .زمانی که مردم ایران به فرمان امام خمینی شاه را سرنگون کردند آیا امامشان یک فرد پشت پرده و سری بود و یا خود او نیز در خط مقدم جنگ با رژیم پهلوی بود ؟بهتر است کمی منطقی به این مسئاله نگاه کنیم البته در این وبلاگ به صراحت از شخصی به عنوان سید حسنی اسم برده نشده است بلکه به افرادی که از شهرت و سابقه بیشتری برخوردار بوده اند اشاره شده است که این هم دلیل قانع کننده ای برای صدق روایات سید حسنی بر ایشان نیست و فقط اذهان را به مسئله خروج سید حسنی حساس میکنیم تا خود بیندیشند که در مواقع فتنه که به آن اشاره داشتید باید از چه جریانی پیروی نمایند
بروجردی با تکیه بر بیان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گردآورد. حمایت و رسانه های خارجی و ماهواره ها از وی باعث توهم رهبری و مرجعیت در وی شده بود. در فیلم های ویدئویی که خود از خود تهیه نموده اکثرادعیه را هم از لحاظ لفظی و هم از لحاظ معنوی غلط می خواند. وی در آخرین جلسه دادگاه خود را فریب خورده ضد انقلاب خارجی دانست وتاکید کرد نوری زاده بارها با وی تماس گرفته و وی را تحریک به استقامت کرده و گفته: اگر مدت کمی مقاومت کنی ناتو به ایران حمله می کند و کار آنها تمام می شود و تو می شوی رهبری دینی.
ذکر احادیث و متابعت علائم و آگاهی از آنهاو بحث در مورد آن منافاتی با انتظار و مفهوم انتظار و وظایف ما در این دوره ندارد و بالعکس موجب تقویت ایمان و یاد آوری و تلنگری برای دلهای زنده است. حتی تعطیل کردن این مباحث و پرهیز از آنها موجب غفلت از انتظار و فراموش کردن نور امامت است. وقتی احادیثی در خصوص دجال و خطر آن ذکر می شود آیا منطقی است که به ظهور بی اعتقاد شویم و یا منطقی آن است که مراقب اعمال و رفتار و جهت حرکت خود باشیم؟ و یا وقتی احادیثی در مورد قیام سید خراسانی و سید حسنی و سید یمانی در دوران فتنه ها وارد شده است نباید به دنبال مصادیق آن گشت ؟ اگر کسی بدون علم به انحراف سفیانی پیرو او شد آیا این از قصور او در شناخت سفیانی نیست ؟
أحمد بن محمد جبلى گفت ، بعد از رحلت ابو محمد [ امام عسكرى ( ع ) ] در بارهء صاحب الزمان ترديد نمودم ، به عراق رفتم وبه خارج شهر رهسپار شدم ، وشنيده بودم كه حاجز از وكيل هاى ناحيهء خاندان ابو محمد ( ع ) وبطور نهانى وكيل صاحب الزمان ( ع ) است جز اينكه بزرگان شيعه او را مى شناسند ، وپنج درهم بدو دادم ونامه اى نوشتم واز او خواستم كه در حقم دعا كند ، ودر آن نوشته نام ديگرى را نوشتم ، توقيع حضرت صادر شد كه : " پنج دينار رسيد ودر حق من با نام خودم ونام پدرم دعا كرده بود ، نه به نام كسى كه من نوشته بودم ، ونه حاجز مرا مى شناخت ونه كسانى كه حضور داشتند ، از اين رو به وى ايمان آوردم ، وبه امامت قائم ( ع ) معتقد گشتم ، وگفت : وقت گذاران ملعون هستند "
در پی ردصلاحیتهای گسترده اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم برخی از روحانیون اصلاحطلب و تعدادی دیگر از چهرههای سیاسی کوشیدند با ترغیب نوه امام به ورود به صحنه رایزنیها در خصوص تایید صلاحیت برخی از ردصلاحیتشدگان از وی برای حضور پررنگتر در صحنه سیاسی دعوت به عمل آورند. در همین مقطع برخی از چهرهها اعتقاد داشتند که دخالت سید حسن خمینی در روند بررسی صلاحیت ها میتواند در مراتب عالی موثر باشد. در همین راستا بود که سید حسن خمینی در آخرین دیدار خود با اعضای شورای مرکزی یک حزب، کمی صریحتر از گذشته سخن گفت و از اصطلاحاتی مانند «تیغ ردصلاحیتها» استفاده کرد ...
راستش را بخواهید متنی به چشمم خورد که خیلی فکرم را مشغول کرد . خاطره خانم سیمین دانشور از امام موسی صدر را میگویم . وقتی متن خاطره را خواندم نا خداگاه ذهنم به سمت روایاتی که در باب خروج سید حسنی از ائمه معصومین وارد شده است رفت و امام موسی صدر را لایق آن توصیفات دیدم متن خاطره از قول سیمین دانشور این است : (امام) موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. حالا لیبی (قذافی) یا گمش كرده یا كشتدش، نمیدونم. غروب بود. موسی صدر اومد، در زد. اون یكی از زیباترین مردهای دنیا بود.چشمهای خاكستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیك، از این سینه كفتری ها. من در رو باز كردم.....
سيدحسن نصرالله مواضع سياسي حزبالله لبنان را تشريح كرد
گفتگو بامحبوب ترین رهبر جهان عرب تجربه عجیبی بود.زمان محدود بود و البته دغدغه های دیگری هم بود ولی وقتی نشست و لیوان آب را تعارف کرد و تا قطره آخر سر کشیدم انگار کمی از استرسی که داشتم کم شد.میدانست چه کشیدیم تا روبرویش نشستیم.این که بر ما چه گذشت تا ببینیمش بماند.هر خبرنگاری در روزگار خودش چیزهایی می بیند که تا آخرین لحظه عمر باید ناگفته بماند.شاید به دلایل امنیتی ماهواره نداشت که تلویزیون ایران را ببیند اما به خوبی فارسی حرف می زد و چشم هایش عاطفه ای عجیب داشت. سید نیازی به کوک کردن نداشت.یک نفس صحبت می کرد.در تمام طول مصاحبه فقط یک بار میان کلامش پریدم. ...